روح سرگردان




روزینا دسپارد در خانه پدریش در چلتهام,انگلستان آماده خواب شده بود.وقتی لباس خواب را پوشید صدای پای مادرش را از پشت در شنید. اما وقتی در را باز کرد راهرو بیرون خالی بود. به درون راهرو سرک کشید وزنی را دید که لباس سیاه بر تن دارد و دستمالی به صورت گرفته و پای پله ها خاموش ایستاده است. بعد از چند ثانیه زن از پله پایین رفت. شمع در دست روزینا خاموش شد ودیگر چیزی ندید. شروع ماجرا در ژوئن 1882 بود و هفت سال پیاپی شیح سیاهپوش توسط اعضا خانواده مکرر دیده شد . حال شبح مثل یکی از اعضا خانواده شده بود. روزینا سعی کرد با شبح گفتگو کند اما هر بار شبح سرش را پایین می انداخت و ناپدید می شد . مراسم شام در خانه دسپارد تبدیل به مراسم اعصاب خرد کنی شده بود زیرا شبح بر دو نفر از حاضرین ظاهر می شد وبر بقیه ناپدید می ماند.

بقیه در ادامه مطلب ...
 
ادامه مطلب ...

خانه ای که ارواح آن را تسخیر کرده اند



خانه ای سه طبقه به سبک باروک فرانسوی در چائونی شهر پکن به خاطر تسخیر ارواح معروف شده است که می گویند ارواح آن را نیز تسخیر کرده است البته این گفته به حرف های مردم آن قسمت است. خانه های این محله از پکن به قیمت میلیون ها دلار فروخته می شوند، ولی این خانه اربابی باشکوه در حال خراب شدن است. دلیل اینکه کسی به این خانه نزدیک نمی شود، ترس از روح و مرگ است. افسانه ها می گویند که این خانه اربابی توسط خانواده سلطنتی کینگ ساخته شد تا کلیسایی برای ساکنان انگلیسی پکن باشد.در سال 1949 که کمونیست ها میهن پرستان را شکست دادند و به شهر راه یافتند، افسر بلندمرتبه کوئومینتانگ که آن زمان در این خانه زندگی می کرد همسرش را ول کرد و او را به تنهایی در مقابل کمونیست ها قرار داد. همسرش که دلشکسته بود خودش را با تیرهای سقف این خانه شگفت انگیز دار زد.


بقیه در ادامه مطلب ...

  ادامه مطلب ...

روح دیک تورپین




دیک تورپین :

می گویند روح دیک تورپین یکی از مشهورترین ارواح سرگردان در جاده ها بخش های وسیعی از جاده لندن به اسکاتلند را به تسخیر خود در آورده است. دیک تورپین جانی و تبه کار بیرحمی بود که نهایتا در سال 1739 دستگیر و به جرم سرقت احشام در یوک انگلستان به دار مجازات آویخته شد.

صدها گزارش از مشاهده روح دیک تورپین عمدتا در جاده های داخلی انگلستان ثبت شده است . در بزرگراه آ یک , یک شبح اسب سوار دائما در برابر رانندگان پدیدار می شود. می گویند روح تورپین منطقه میان هینکلی و نانیتون را در میدلندز به تسخیر خود در آورده . این روح معمولا با چهره ای پوشیده در نزدیکی دهکده وتون پدیدار می گردد. پرونده های تاریخی نشان می دهد که تورپین زمانی از این دهکده وتون پدیدار می گردد. پرونده های تاری خی نشان می دهد که تورپین زمانی این دهکده را به عنوان مخفی گاه خود استفاده می کرده روح مذکور همچنید در جاده آ یازده ما بین لندن و نورویچ دیده شده که سور بر یک اسب سیاه چهار نعل می تازد و این درحالی است که کمر زنی را گرفته و زن دارد جیغ می کشد. تورپین به هنگام حیاتش یک زن بیوه ثروتمند را به دام انداخت و آن قدر او را شکنجه کرد تا محل اختفای جواهرات خود را به وی بگوید. تورپین سپس این زن را با طناب به اسب خود بست و روی زمین کشید تا جان سپرد.

بقیه در ادامه مطلب ...

 
ادامه مطلب ...

معروف ترین مکان های ارواح!




خانه کشیش بارلی
در این قسمت می‌خواهیم همراه با شما توری گردشی به مرموزترین و وحشتناک‌ترین مکان‌های ارواح دنیا داشته باشیم و شما را با معروف‌ترین آنها آشنا سازیم

مردم انگلیس اغلب با خانه‌های ارواح، عمارت‌ها و قصرهای تسخیر شده آشنایی زیادی دارند ولی در این کشور (خانه کشیش بارلی) یکی از پرروح‌ترین خانه‌ها است و روایات و داستان‌های بسیار زیادی برای اثبات این مدعا در دست می‌باشد

این خانه در سال 1863 در کنار کلیسای بارلی بنا شد تا جناب کشیش‌(هنری بول) در آن سکنی گزیند. این بنا سالها محل طغیان روح‌های سرکش بوده و اتفاقات عجیبی همچون حرکت کردن خودبه‌خود اشیا، بوهای عجیب، نقاط سرد در قسمت‌های مختلف خانه، صدای تاخت و تاز اسب‌ها و تجسم اشباح در آن رخ میداد. حتی بعد از این‌که این خانه در سال1939 ‌ طعمه حریق گشته و ویران شد و عکس‌های بسیاری نیز از ویرانه‌های آن گرفته شد، باز هم کلیسای مجاور آن محل بروز این اتفاقات شد. کاپیتان دبلیو. اچ. گرکسون یکی از ساکنان این خانه می‌نویسد: بارها او و خانواده‌اش روح یک پرستار بچه که سرگردان به این طرف و آن طرف می‌رفته است را دیده‌اند. بعد از این‌که این پرستار را چند بار در کنار یکی از پنجره‌های خانه دیدند، آن پنجره را با آجر پوشاندند تا دیگر او را نبینند. گرکسون در خاطرات خود می‌نویسد(شاید آن آتش‌سوزی مصیبت‌بار تاثیری ناراحت کننده داشته است زیرا در طول آن شب چند نفر گفتند مرا به همراه دو غریبه که یکی خانمی ملبس به شنلی خاکستری رنگ و دیگری جنتلمن با سر طاس و کت بلند مشکی بودند، دیده‌اند. چند تا از وحشت‌انگیزترین اتفاقات این خانه که مو را برتن انسان راست می‌کند برای (ماریان)، همسر کشیش(لیونل فویستر) که از تاریخ 30 اکتبر 1930 به این خانه نقل مکان نمودند افتاده است. یکی از ارواح این خانه سعی می‌کرد با ماریان ارتباط برقرار نماید و این کار را با روش عجیبی انجام می‌داد. او بر روی دیوارهای خانه نامه می‌نوشت عکس‌های این نوشته‌ها هنوز هم در دست است و در مرکز مطالعات ماوراءالطبیعه نگهداری می‌شوند. یکی از این عکس‌های شگفت‌آور آجری را نشان می‌دهد که در هوا شناور است در عکس دیگری چیزی روبان مانند در هوا معلق می‌باشد و همچنین هیئت‌های مه‌آلود اشباح. هنوز هم افراد بسیاری می‌گویند که در زمین‌های برجای مانده از خانه کشیش بارلی روح دیده و از آن عکس ‌گرفته‌اند. در جولای سال 2000 عکسی توسط یکی از گردشگران گرفته شد که هاله‌ای کروی و اسرارآمیز که به آن (اورب) می‌گویند در آن به‌طور واضحی مشخص است.

بقیه در ادامه مطلب ...

 
ادامه مطلب ...

خواب زده [قسمت دوم]


برای مطالعه قسمت اول داستان اینجا کلیک کنید

یه شب مث همیشه از خواب بیدار شدم ولی ایندفعه فرق داشت
انگار بودن یکی رو حس میکردم از جام بلند شدم که برم طرف در یهو پشت سرم متوجه یکی شدم
ولی بر نگشتم ببیننم کیه همینجوری راهم رو کشیدم و رفتم طرف در و رفتم تو هال
تو هال که وارد شدم حس کردم دیگه نیست و برگشتم
اره درسته کسی نبود ولی خیلی ترسیده بودم
از اون شب دیگه وقتی تنها بودم تو اون اتاق نمیرفتم
این قضیه تا قسمتی کمکم کرد و از ترسم کم کرد حدودا یه ماه گذشت و هیچ اتفاقی نمی افتاد
و منم خوشحال که همه چی تموم شده ولی درست روز 14 ماه بهمن بود که دوباره همین احساس ها سراقم اومد
ایندفعه ترسم بیشتر بود نمیدونم چرا ولی بیشتر از هر دفعه میترسیدم
یه شب خواب دیدم بین چند تا ادم هستم که خیلی مرموزن همه شون یه شنل سیاه داشتن
درست مثل فیلما بود انگار قرار بود قربانی کنن منو یهو که از خواب بلند شدم
انگاری تو خواب جیغ زده بودم اخه مامان و بابام بالا سرم بودن
ازم پرسیدن چی شده منم واسشون تعریف کردم
گفتن چیزی نیست فقط خواب بوده
ولی این تازه اولش بود از فردا شب خواب های بدتری میدیدم
مثل پرت کردنم از بالای ساختمون بلند یا تیکه تیکه کردن بدنم
خلاصه حسابی حالم خراب بود یه روز مادرم منو برد پیش یه ملا که میگفتن کارش خیلی خوبه
و جن داره و میتونه مشکل منو برطرف کنه
مام از همه جا بیخبر رفتیم
ملا یه چندتا چیز نوشت و گفت یه گوسفند رو قربانی کنین و بندازین یه جای متروکه بدون اینکه ذره ای
از گوشتشو بخورین ماهم این کارو کردیم
خدا شکر جواب داد ولی نه کاملا
یه روز مامانم گفت من میخوام برم خرید بیا با من کمکم کن که وسایل رو بیارم
منم رفتم اتاقم که اماده شه و بیام که بریم
دیدم در اتاقی که میخوره به پشت بوم بازه به سرم زد یهو برم نگاه کنم
منم رفتم تو و رفتم بالا وقتی رسیدم که یهو چشمم افتاد به ...

بقیه داستان در قسمت بعدی

روح راه اهن



این عکس در سانآنتونیو برداشته شده و روح سرگردان خط آهن آنجا را به تصویر کشیده است. در این قسمت از راه آهن، چندین بچه مدرسه ای کشته شده اند. عکاس این تصویر، «اندی و دبی چسنی» هستند. در این عکس یک دختربچه با بدن شفاف را می بینید که یک خرس عروسکی در دستش است.