اشباح پل امیلی



پل امیلی پلی کوچک، سرپوشیده و تاریخی در منطقه (استو) در (ورمونت) است که خیلیها سعی میکنند شبها از آن عبور نکنند. میگویند روحی به نام (امیلی) این پل را به تسخیر خود درآورده است. کار این روح فقط این نیست که درون اتاقک پل ظاهر شود و خود را به زندگان نشان بدهد بلکه او روحی ترسناک است و کارهای وحشتآوری انجام میدهد. بهطور مثال اتومبیلها را به شدت تکان میدهد و صورت قربانیان خود را با ناخنهای نامرئیاش میخراشد. 150 سال است که اسبها و اتومبیلهایی که از این پل میگذرند خراشیده میشوند. مردم صدای زنی را میشنوند و هیکل روح مانندی را میبینند و شاهد ظهور نورهای عجیبی میشوند ولی در عکسهای گرفته شده از پل امیلی چیزی جز نورهای گوی مانند (اورب) دیده نمیشود. داستانهای متفاوتی درباره پل امیلی برسر زبانهاست. از دختر عاشقی که 150 سال پیش بهخاطر محبوبش خود را بر روی پل حلقآویز کرد تا زنی که در دهه 1970 برای ترساندن بچههایش این افسانه را سرهم کرد. ولی موسسه تحقیقاتی ماوراءالطبیعه آمریکا پس از بررسی این پل زیبا با دستگاههای پیشرفته به این نتیجه رسید که داستانهای ارواح مردم چندان هم بیربط نیستند و درون پل مسلما در تسخیر یک یا چند روح میباشد. روحی که صدای کشیده شدن ناخنهایش بر روی دیوارهای چوبی اتاقک روی پل، تن انسان را به رعشه وا میدارد.

جزیره عروسک‌ها






اگر شما از عروسک‌ها می‌ترسید پیشنهاد می‌کنم از خواندن ادامه این مطلب برای سلامت خودتان هم که شده اجتناب کنید.
در ناحیه کوچکی از مکزیک جزیره‌ای مصنوعی و دیدنی وجود دارد که متعلق به دن جولیان سانتانا بررا(Don Julian Santana Barrera) و خانواده‌اش می‌باشد. پس از این که جسد دختر کوچکی شناور در کانالی در همان نزدیکی کشف شد، دن جولیان شروع به جمع آوری عروسک کرد. او بخش‌هایی از آن‌ها را دور انداخته و سپس عروسک‌ها را از درختان آویزان می‌کرد. هدف او از این کار دورنگه‌داشتن اشباح و ارواح شیطانی بود، حداقل این چیزی است که تاریخ به ما می‌گوید. در سال 2001 دن جولیان در سنین پیری درگذشت اما جزیره مخوف و عروسک‌های رهاشده‌اش باقی ماندند. اما علت مرگ دن چه بود؟ جسد او توسط برادرزاده‌اش شناور در همان کانالی پیدا شد که مدت‌ها قبل پیکر بیجان دختر بچه را از آن بیرون آورده بودند! مدت‌ها پس از این واقعه توریست‌هایی که از این ناحیه بازدید می‌کنند مدعی هستند که زمزمه عروسک‌ها را می‌شنوند که از آن‌ها می‌خواهند هر چه سریع‌تر آنجا را ترک کنند. عروسک موقرمز معروفی را می‌شناسم که مطمئنا این مکان را بسیار دوست خواهد داشت؟!

بیمارستان روانی بایبری



اگر تنها یک بیمارستان روانی به دلیل روش‌های درمانی اش به شهرت رسیده باشد همین بیمارستان واقع در فیلادلفیا است. این بیمارستان در 1907 تاسیس شد و عمدتا با آدمک‌شان دیوانه‌ای که اقدام به جنایت کرده بودند سرو کار داشت. در سال 1960 ظرفیت بیمارستان به حدود 7000 بیمار رسیده بود. در سال 1990 و به دنبال وضعیت نامناسب امکانات و عدم تامین نیازهای بیماران و نیز به دلیل رفتار غیر انسانی که با آنان صورت می‌گرفت این بیمارستان به موجب قانون تعطیل شد. در سال 2006 و به دنبال گسترش اخباری مبنی بر رویت ارواح شیطانی در این ناحیه این ساختمان تخریب شد. بسیاری از این شایعات و تجربیات روحی پس از این واقعه متوقف شد اما البته این بیمارستان در زمان فعالیتش بیشتر تسخیر شده بود. کارکنان بیمارستان بیماران را مورد آزار و اذیت قرار داده و با بیماران زن رفتاری غیر انسانی داشتند. بیماران یکدیگر را به قتل رسانده و اعضاء بدن خود را قطع می‌کردند. اجساد بسیاری از آنها مدت‌ها پس از مرگ‌شان پیدا می‌شد.

پرسه در شهر ارواح

 ارواح سرگردانی که بهانگاره را مشهور کرد



 بهانگاره یکی از عجیب‌ترین شهرهای هندوستان است؛ شهری قدیمی، متروکه و خالی از سکنه که در حاشیه پارک جنگلی ساریسکا در ایالت راجستان قرار گرفته. ترس و وحشتی که خرابه‌های این شهر به دل انسان‌ها می‌اندازد و داستان‌هایی که درباره ارواح سرگردان آن نقل می‌شود این روزها توریست‌ها و گردشگران ماجراجو و کنجکاو زیادی را به این منطقه می‌کشاند.البته این شهر قدیمی فقط تا قبل از غروب خورشید شلوغ است چون هیچ کس جرأت ندارد بعد از غروب آفتاب به این منطقه قدم بگذارد.

بقیه در ادامه مطلب ...

 
ادامه مطلب ...

[ نفرین شده ترین مکان ها ] خانه سارا



این خانه در شهری است در ایالت اوهایو از کشور ایالات متحده آمریکا
صاحب خانه سارا که باردار بود توسط شوهرش بیل در سال [1970] به قتل رسید
بعد از این قتل شوهر سارا پا به فرار گذاشت البته چندان طول نکشید که در یک تصادف کاملا بدنش از بین رفت
شروع و اوج این افسانه سال 1973 بود که همسایه های این خانه ادعا کردند در این خانه زنی هر شب با دامن پاره سفید
با یک بچه کاملا خونین حرکت میکند و برایش لالایی میخواند

بقیه در ادامه مطلب ...

 
ادامه مطلب ...

[ نفرین شده ترین مکان ها ] مزرعه متروکه اقای واتسون




مثل همیشه درباره ارواح داستان های زیادی هست اینبار سراغ مزرعه متروکه اقای واتسون میریم

این مزرعه توسط شخصی [نامشخص] نفرین شده است زیرا گفته میشود طبق افسانه ها


بقیه در ادامه مطلب ...


  ادامه مطلب ...

[ نفرین شده ترین مکان ها ] راز دریاچه Fearfest




دریاچه ترس و وحشت [Fearfest]
دریاچه FearFest بخاطر ارواح آن مشهور است زیرا منطقعه FearFest تمام روز سال باران و طوفان است
که به نوبه خودش جالبه ولی مهمترین چیز اینه که این منطقه خالی از سکنه است و
کسانی که به این منطقه پای گذاشتند صدای ناخدای کشتی
را میشنوند که میگوید ...

بقیه در ادامه مطلب ...

 
ادامه مطلب ...

تیاناک (Tiyanak)



تیاناک طبق افسانه‌های فیلیپینی، به شکل یک کودک ظاهر می‌شود. او اغلب به شکل یک نوزاد تازه ‌متولدشده درمی‌آید و در مکان‌هایی مانند جنگل‌ها گریه سر می‌دهد تا توجه مسافران از همه‌جا بی‌خبر را به خود جلب کند. وقتی قربانی، بچه را برمی‌دارد، تیاناک به شکل واقعی خود درمی‌آید و به او حمله می‌کند. تیاناک، علاوه بر زخمی کردن قربانیانش، علاقه دارد مسافران را گمراه کند و کودکان را بدزدد. عدّه‌ای می‌گویند تیاناک، روح کودکی است که مادرش پیش از تولد او مرده است. این نوزاد در خاک متولد شده و به همین دلیل به این شکل درآمده است.

روح دیک تورپین




دیک تورپین :

می گویند روح دیک تورپین یکی از مشهورترین ارواح سرگردان در جاده ها بخش های وسیعی از جاده لندن به اسکاتلند را به تسخیر خود در آورده است. دیک تورپین جانی و تبه کار بیرحمی بود که نهایتا در سال 1739 دستگیر و به جرم سرقت احشام در یوک انگلستان به دار مجازات آویخته شد.

صدها گزارش از مشاهده روح دیک تورپین عمدتا در جاده های داخلی انگلستان ثبت شده است . در بزرگراه آ یک , یک شبح اسب سوار دائما در برابر رانندگان پدیدار می شود. می گویند روح تورپین منطقه میان هینکلی و نانیتون را در میدلندز به تسخیر خود در آورده . این روح معمولا با چهره ای پوشیده در نزدیکی دهکده وتون پدیدار می گردد. پرونده های تاریخی نشان می دهد که تورپین زمانی از این دهکده وتون پدیدار می گردد. پرونده های تاری خی نشان می دهد که تورپین زمانی این دهکده را به عنوان مخفی گاه خود استفاده می کرده روح مذکور همچنید در جاده آ یازده ما بین لندن و نورویچ دیده شده که سور بر یک اسب سیاه چهار نعل می تازد و این درحالی است که کمر زنی را گرفته و زن دارد جیغ می کشد. تورپین به هنگام حیاتش یک زن بیوه ثروتمند را به دام انداخت و آن قدر او را شکنجه کرد تا محل اختفای جواهرات خود را به وی بگوید. تورپین سپس این زن را با طناب به اسب خود بست و روی زمین کشید تا جان سپرد.

بقیه در ادامه مطلب ...

 
ادامه مطلب ...

نقاشی هلندی سرگردان


نقاشی هلندی سرگردان، اثر آلبرت پینکهام رایدر، حدود ۱۸۸۷ (موزه هنر آمریکایی اسمیتسونین)

هلندی سرگردان یا هلندی پرنده (به انگلیسی: Flying Dutchman) افسانه‌ای است غربی مربوط به یک کشتی ارواح که دچار طلسمی شیطانی است که باعث می‌شود که این کشتی برای همیشه در دریاها سرگردان باشد و هیچ‌گاه لنگر نیندازد. در این داستان عبارت «هلندی سرگردان» هم نام کشتی است و هم نام ناخدای آن.
پیشینه

پیشینه این افسانه به داستان‌های عامیانه دریانوردان در سده هفدهم میلادی بازمی‌گردد. قدیمی‌ترین نسخه نوشتاری این داستان مربوط به اواخر سده هیجدهم است.

برخی منابع ناخدا برنارد فوکه، از ناخداهای هلندی سده هفده را الگوی این داستان خرافی دریانوردان دانسته‌اند. برنارد فوکه به خاطر سرعت زیاد در سفرهای دریایی‌اش از هلند به جاوه معروف شده‌بود و دریانوردان شایعه کرده‌بودند که او «با شیطان همدست شده‌است.»

نخستین شکل چاپ‌شده این داستان در مه ۱۸۲۱ در مجله بلک‌وود ادینبورو منتشر شد که در آن محل داستان در دماغه امید نیک قرار داشت. در این داستان ناخدای هلندی سرگردان سفارش‌هایی مربوط به افرادی که مدت‌ها است مرده‌اند را به کشتی‌های دیگر پیشنهاد می‌کند و هر کشتی که ملوانانش این سفارش‌ها را بپذیرند به بدبختی دچار خواهد شد.