بان شی




بان شی یک روح است و چهره ای زنانه دارد بنابر افسانه ایرلندی بان شی معمولا به قیاف زنی است که آهنگ مرگ میخواند و در درگاه خانه  کسی که کسی از اعضا آن میخواهد بمیرد می ایستد و ناله سر میدهد .اما بدبختی در اینست کسی که قرار است بمیرد هرگز صدای ناله ی پیرزن را نمیشنود.


بقیه در ادامه مطلب ...

 یکی از فروشندگان ایلت وستن بنام جیمز اوباری مواجهه خود با بان شی را در ماساچوست چنین حکات می کند :"در سال 1935 من پسر بچه های بودم .یک روز صبح بود روی تختخوابم دراز کشیده بودم که صدای ناله ی عجیبی بگوشم خورد.گویی زنی بیمار بود.فصل بهار با هوای روح بخش و آفتابی ، با آواز پرندگان و سبزی درختان همه جا گسترده بود.تا چند لحظه فکر کردم بادی برخاسته است و به جایی برخورد میکند.اما وقتی بیرون آمدم و نگاه کردم هیچ شاخه درختی تکان نمیخورد"

جیمز چنین ادامه داد :" برای خورد صبحانه به طبقه پایین رفتم و دیدم پدرم با چشمانی گریان نشسته است.مادرم گفت : هم اکنون خبر فوت پدربزرگ را تلفنی به ما داده اند ،او در نیویورک زندگی میکرد.گرچه پیر بود اما کاملا سرحال و سالم بنظر میرسید و خبر مرگ او بسیار غیر منتظره بود ."جیمز اوباری مورد دیگری را نیز از سال 1946 حکایت میکند :"من با درجه افسری در ارتش ایالت متحده خدمت میکردم.ناله و جیغ بان شی مرا از خواب بیدار کرد.ساعت شش صبح بود.برخاستم و در رختخواب نشتم احساس کردم موی پشت سرم سیخ سیخ میشود.صدا بلندتر شد .یک مرتبه از چگونگی آن ناله و مویه آگاه شدم.بعد صدا محو شد و من فهمیدم چه اتفاقی افتاده است.پدرم مرده بود و چند روز بد با رسیدن خبر تایید گردید ،سومین مواجهه جیز با صدای بان شی در نوامبر 1963 بود.او در یک سفر شغلی به تورنتو رفته در هتل مشغول خواندن روزنامه بود.او دوباره همان صدای شیون و ناله ای را شنید که دوبار قبلا تجربه کرده بود. جیمز اوباری دانست که شیون بان شی مرگ یکی دیگر از اعضا خانواده او را خبر میدهد.اما این بار بخود اطمینان داد که هیچ عضوی از خانواده اش نمرده است.و عجیب این که ساعاتی بعد خبر قتل یکی از دوستان صمیمی خانواده اش ،جاف کندی به اطلاع او رسد.جیمز دوست رئیس جمهور ایالات متحده بود.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد